السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

265

تفسير الميزان ( فارسي )

اللَّه وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ » « 1 » ، و آياتى ديگر به اين معنا است ، و يا به معناى اجر آخرتى ، و يا مطلق پاداش مالى است ، و يا پاداش اعم از مالى و غير مالى است . مفسرين در تفسير كلمات « شعائر » و « قلائد » و غير آن دو از سائر مفرداتى كه در آيه آمده اختلاف كرده‌اند ، و اقوال مختلفى ارائه داده‌اند ، و آنچه ما از اين ميان انتخاب كرده‌ايم همان است كه ذكر كرديم ، چون با سياق آيه سازگارتر بود ، و چون در نقل و انتقاد در اقوال ديگر فائده اى نبود ، از نقل آنها صرف نظر كرديم . * ( « وَإِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا » ) * و چون از احرام در آمديد شكار بكنيد ، جمله : « شكار بكنيد » از آنجا كه در مقامى آمده كه شنونده احتمال مىداده شايد شكار كردن بعد از احرام نيز حرام باشد دلالت بر وجوب ندارد ، تنها دلالت مىكند بر اينكه بعد از احرام ، حرام و ممنوع نيست ، و اصطلاحا چنين امرى را ( امر عقيب حظر ) مىگويند ، يعنى امرى كه بعد از نهى در كلام بيايد ، و كلمه « حل » كه ثلاثى مجرد است ، و نيز « احلال » كه ثلاثى مزيد و از باب افعال است ، هر دو يك معنا مىدهد ، و آن عبارت است از خارج شدن از احرام . * ( « وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا » ) * وقتى گفته مىشود : « جرمه و يجرمه » معنايش اين است كه او را وادار به جرم كرد ، و اگر معصيت را هم جريمه مىگويند چون و بال و عقوبت آن را كه يا مال است و يا شكنجه بر آدمى تحميل مىشود . راغب گفته است : اصل در معناى ماده « جيم - را - ميم » بريدن است ، و كلمه : « شنان » به معناى دشمنى و بغض است ، و اينكه فرمود : « ان صدوكم » ، معنايش اين است كه شما را از داخل شدن در مسجد الحرام منع كردند ، و اين جمله يا بدل از « شنان » است ، و يا عطف بيان مىباشد . و حاصل معناى آيه اين است كه : ( اين كينه و دشمنى كه آنها نگذاشتند شما داخل مسجد الحرام بشويد ، شما را وادار نكند بر اينكه بر آنان تعدى كنيد و حال آنكه خدا شما را بر آنان مسلط كرده ، و بال اين جرم بر شما تحميل نشود ) . * ( « وَتَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوى وَلا تَعاوَنُوا عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوانِ . . . » ) * معناى اين جمله روشن است و اين جمله بيانگر اساس سنت اسلامى است ، و خداى

--> ( 1 ) پس برگشتند به نعمتى از خدا و فضلى ( مالى ) كه مس نكردشان بدى . « سوره آل عمران ، آيه 169 » .